تبليغاتX
یادداشت های من

یادداشت های من

مجموعه یادداشت ها و خاطرات روزانه

شاختادي،

تؤوش آلما!

نفس چكنده؛

گوزلريمدن ايتيرسن... .

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 21:24  توسط افشین امیری ججین  | 

از چوپان دروغگو پرسيدن:چرا هي الكي داد ميزني "گرگ امد...گرگ امد" و آبروي اين گرگ بينوا رو ميبري؟آخه اون كه چند وقتيه  آسه مياد ،آسه ميره و اصلا كاري به كار گله نداره .چوپان جواب داد:دارم از اسمش استفاده مي كنم.هم يه پولي به جيب ميزنم ، هم اسم و رسمی واسه خودم دست وپا مي كنم... .

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 16:55  توسط افشین امیری ججین  | 

باخ بو گونده

بو آندلاریم،

سنه عاید اولسون عیصیانلاریم؛

افکارلاریم.

شیمدی دارغینیم،

باش سیزیم.

باخ بو یولدا اینصاف سیزیم؟

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 20:43  توسط افشین امیری ججین  | 

یه روز مردم با عجله پیش چوپان دروغگو اومدن که : بابا دارن چوپون دهو انتخاب می کنن .تو اینجا چی کار می کنی؟مگه نمی بینی تو ده چه خبره؟ بیا یه هایی ،هویی یه چیزی از خودت در کن.ناسلامتی تو چوپون مورد علاقه مایی آخه! چوپان چوبی تکون داد وگفت: نگران نباشین.نیازی به داد وبیداد نیست.آخه تبلیغات من کار منه.من دادام رو قبلا زدم. همون ندای معروف"گرگ آمد...گرگ آمد" ... .

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 18:0  توسط افشین امیری ججین  | 

سني دوشونركن،

آلاتوران گوزلريم

آزادليق قالاسيندا؛

قونماق ايستر... .

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 17:25  توسط افشین امیری ججین  | 





Powered by WebGozar

set as your home page