شاختادي،
تؤوش آلما!
نفس چكنده؛
گوزلريمدن ايتيرسن... .
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 21:24  توسط افشین امیری ججین
|
مجموعه یادداشت ها و خاطرات روزانه
شاختادي،
تؤوش آلما!
نفس چكنده؛
گوزلريمدن ايتيرسن... .
از چوپان دروغگو پرسيدن:چرا هي الكي داد ميزني "گرگ امد...گرگ امد" و آبروي اين گرگ بينوا رو ميبري؟آخه اون كه چند وقتيه آسه مياد ،آسه ميره و اصلا كاري به كار گله نداره .چوپان جواب داد:دارم از اسمش استفاده مي كنم.هم يه پولي به جيب ميزنم ، هم اسم و رسمی واسه خودم دست وپا مي كنم... .
باخ بو گونده
بو آندلاریم،
سنه عاید اولسون عیصیانلاریم؛
افکارلاریم.
شیمدی دارغینیم،
باش سیزیم.
باخ بو یولدا اینصاف سیزیم؟
یه روز مردم با عجله پیش چوپان دروغگو اومدن که : بابا دارن چوپون دهو انتخاب می کنن .تو اینجا چی کار می کنی؟مگه نمی بینی تو ده چه خبره؟ بیا یه هایی ،هویی یه چیزی از خودت در کن.ناسلامتی تو چوپون مورد علاقه مایی آخه! چوپان چوبی تکون داد وگفت: نگران نباشین.نیازی به داد وبیداد نیست.آخه تبلیغات من کار منه.من دادام رو قبلا زدم. همون ندای معروف"گرگ آمد...گرگ آمد" ... .
سني دوشونركن،
آلاتوران گوزلريم
آزادليق قالاسيندا؛
قونماق ايستر... .
| set as your home page |