تبليغاتX
یادداشت های من

یادداشت های من

مجموعه یادداشت ها و خاطرات روزانه

بير دوداق سئوگي،

بير آغيز دويغو،

دامجي

دامجي

شعرله؛

بير قوجاق چيرپينان سس.

بير گئجه،

بير ايستي نفس.

بير اينسان،

چاتلاميش بير قفس.

بير پاتلايان اورك،

اينان

بورادا داليب،

بير كس ... .

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 20:18  توسط افشین امیری ججین  | 

از چوپان دروغگو پرسيدن:آقا يه مدتيه ساكتي،صدايي ازت در نمياد،چي شده؛ تنهايي؟ چوپان دستشو تو جيبش كرد، پوز خندي زد وگفت:تنها؟! چي ميگين! مگه نشنيدين ؛ هيچ كس تنها نيست! همراه ... .

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 22:4  توسط افشین امیری ججین  | 

يه روز چوپان دروغگو رو ديدن كه كنفه و حوصله هيچي رو نداره.ازش پرسيدن:چي شده چرا اين قدر بي حوصله؟چوپان جواب داد: مگه حوصله واسه آدم ميذارن.باباتنها سرگرمي من آقا گرگه بودكه ديگه اونم ازم گرفتن... . آخه مي دونين يه روز بدون هماهنگي با کدخدا از صحرا غيبت كرد و  كارشو پيچوند.ازقضا همون روز كدخدا سررسيدو مچشو گرفت و به علت عدم حضور در محل كار اونو توبيخ و براي هميشه از صحرا اخراج كرد.حالا من موندم و اين صحراي خالي و يه كدخداي كاربلد... .

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 20:8  توسط افشین امیری ججین  | 

سن گوزلریمده باتاباتا

کئچه جکسن درین بیر قاتا

بورادا دویغو ایسته سن

بوغارام سنی بیر ساهاتا

*******

آخی باخ گوروم،بو عدالتدیر؟

دئه.نه يازيلماميش حيكايتدير؟

سنن بير باخيش كيفايتدير

قاتلارا آرتيب ،دويغو يارادا

*******

ايندي باتيرام سنيله سنده

هه؛قاتارام جانيمي درده

نئجه ياشاييم بو غوربتده

قوي گوزلريم دويغوسون ساتا

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 21:59  توسط افشین امیری ججین  | 





Powered by WebGozar

set as your home page