تبليغاتX
یادداشت های من

یادداشت های من

مجموعه یادداشت ها و خاطرات روزانه

ايكي قاشين كوپروسونده،

توتولدوم،

گوزلرينه...

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 17:52  توسط افشین امیری ججین  | 

 

از چوپان دروغگو پرسيدن:چرا يه مدتيه ديگه داد نمي زني " گرگ آمد ...گرگ آمد" .چيزي شده؟نكنه از كارات خسته شدي؟چوپان جواب داد :نه من هميشه براي دروغگويي حاضرم ، اما فعلا آقا گرگه رفته براي 8مين بار تو 3 سال گذشته؛دامداري روستا رو افتتاح كنه ! معلوم نيست اين بار بودجه تعلق گرفته رو كي قراره بكشه بالا و بازم چند سال بعد ، روز از نو قيچي و روبان قرمز از نو ... .

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 23:33  توسط افشین امیری ججین  | 

 نه سنندير،

نه مندن...

ساده جه سوچلار

سنين باخيشيندان؛

منيم باخيشلاريمدان آخير ... .

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 3:17  توسط افشین امیری ججین  | 

 

يه روز چوپان دروغگو رو ديدن كه نشسته لب جاده و سيگار ميفروشه!پرسيدن:چرا اينجا؟گوسفندات كو؟دادت چي شد؟چوپان آهي كشيد وگفت: امان از دست اين گارگراي افغاني.به چوپاني ام رحم نكردن .حقوق يه ماهه منو براي يه سالشون گرفتنو ،شدن چوپان.الانم به جاي "گرگ آمد ... گرگ آمد" مشغول خوندن " بيا بريم به مزار مولا ممد جان " هستن.اينطوري كه بوش مياد تا چند سال ديگه مقام كدخدايي رم از دست وطنيا در ميارنو يه آبم روش ... .

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 3:4  توسط افشین امیری ججین  | 

اوچ قورتوم گوزلريمدن ايچ.

بير قاشيق اوريئمدن داد.

اوچ داملا سرين ايچگي؛ ايله،

بير قاشيق ايستي دويغو؛

قالدير سئوگي ساقليغينا... .

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 3:18  توسط افشین امیری ججین  | 

گوزلريني يومما؛

گئجه دهشتلي دير.

من اوشاقليق زامانيندان گئجه دن قورخارديم.

بيلميرم،

بلكه ده ائله اوشاقليغدان وورولدوم گوزلرينه ... .

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 3:5  توسط افشین امیری ججین  | 

از چوپان دروغگو پرسيدن خيلي وقته داد نمي زني "گرگ آمد ... گرگ آمد " .كجايي ؟ خبري شده؟چوپان گفت: اي بابا ،امان از دست اين چيني آ.از وقتي كه همين طوري دارن گرگ ميريزن تو بازار؛ ديگه گرگاي وطني بيكار شدن.الان همه جا پره گرگ چينيه، ديگه نيازي به داد زدن نيست.همه دارن مي بيننشون ... .

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 2:43  توسط افشین امیری ججین  | 

 

حايات بير قوماردير... .

و من ياشامي سنه اوتوزدوم.

نه گوزل اوتوزماق،

نه گوزل اوتماغيدي بو ... .

 *********

بومبا

گوزلرين بير بومبا كيمين دير.

جسارتيم يوخ.

باخسام؛

اوريئم پاتلاياجاقدير ... .

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 18:58  توسط افشین امیری ججین  | 

گل بيرجه يول يالنيزليغي بئينيندن آت

چاليش سئومه يه، دويغونو اوزونده اويات

ديئرسن يالنيش دير؟

نه اولار باشيوي بئله يالنيشلارا دا قات

اولسا بير گئجه قوناق گل،گوزلريمده يات

اگرسه سوچدور،بو سوچدا چيم؛لاپ ائله بات

گل ايستكلريندن كئچ، هپيسيني سات

اوندا كي منيم كيمي قالدين  بوش ، مات مات

بيله رسن سئومك نه دير،‌ ياشاسين بئله بير حايات

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 19:20  توسط افشین امیری ججین  | 

 آلاتوران گوزلرينده،

اورئيمي اوخلادين.

آخان قانيله آخيب،

دومانلا دوغولدوم.

ومن گوزلرينده قوربان كسيلديم ... .

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 22:20  توسط افشین امیری ججین  | 

مطبوعات: چين - يك چوپان چيني به علت نداشتن سگ گله،براي هدايت درست گوسفندان از تصوير و پوستر گرگ استفاده مي كند!

طنز در طنز

چوپان دروغگو هر روز داد مي زد : " گرگ آمد ... گرگ امد " .مردم جمع شدن و گفتن : آخه اين همه داد مي زني و مارو مي كشوني صحرا؛ پس كجاست اين گرگه.چرا هر وقت مي رسيم رفته،اگه اين بار داد بزني و گرگي تو كار نباشه،اونقدر مي زنيمت كه بوي نفت خام بدي آ ! چوپان كه موقعيتشو تو خطر مي ديد،سريع چند تا پلاكارد و پوستر وعكس وتصوير از آقا گرگه پيدا كرد و همه صحرا رو پر كرد از گرگ و گفت: اون وقتا دلم به حالتون مي سوخت هر روز يه بار دروغ مي گفتم؛ اما حالا كه قانع نبودين هر لحظه داد مي زنم و دروغ مي گم .اينم يه صحرا پر از گرگاي درنده ... .

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 18:44  توسط افشین امیری ججین  | 





Powered by WebGozar

set as your home page