تبليغاتX
یادداشت های من

یادداشت های من

مجموعه یادداشت ها و خاطرات روزانه

ائشیتمیشدیم بو گونلر،

بوبرگی ماشینیلا تاق ویریرلار.

اورگیمین نه یئیدی،

بیر یولدان کئچه نین ماشینیا ساتدین؟...

******

ددون اورگیوین یئری ،

گوزلریمین اوستونده دیر ... .

اوزگه ایله ال وئره نده؛

اورگیمین ده یرین بیلدیم... .




+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 18:10  توسط افشین امیری ججین  | 

دونن خیانت ائدن چاغ،

گوزلریمی اولدوردون... .

ایندیکی دونیادا ؛

سئوینجی گوره بیلمیره م،

یاشئیئرام نیفرته خاطیر ... .

   *******

دیروز که خیانت کردی،

 چشمانم را کشتی ... .

اینک که عشقی در دنیا نمی بینم

زندگی خواهم کرد برای نفرت .. .

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 19:16  توسط افشین امیری ججین  | 

آورده اند روزی 4 تن در میدان شهری به زد و خورد خویشتن مشغول بودند.یکی عنب می خواست،دیگری اوزوم،آن دگر استافیل وآن یک انگور.حکیمی اندر آن شهر گذر می کرد،صدایشان را شنید. نزدیک رفت؛سکه را گرفت و گفت:نگران نباشید برادران . اینک مشکل شما 4تن را حل خواهم نمود.سپس به میوه فروشی سر میدان رفت ، هندوانه ای خرید ؛ سوار موتور گازیش شد وفلنگ را بست. هنگام دور شدن به آن 4تن که هنوز در شوک از دست دادن یگانه سکه شان بودند،پوزخندی زد و گفت: آن انگور واستافیل و اوزوم و عنبی که می خواستید یک چیز بود. اما راستشو بخوایین هندونه یه چیز دیگه ست ، جون شما... .

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 19:7  توسط افشین امیری ججین  | 

روحومون کوزوندن ،

مین لر سئوینج چیچکلنه جکدیر... .

سنده اوتلا روحووی .

اوندا هرگون،

مین لر سئوینجی دوگونله یه ریک ... .

*******

از خاکستر روحم روزی،

هزاران عشق متولد خواهد شد... .

تو نیز روحت را آتش بزن

تا هزاران بار

      عشق را پیوند زنیم ... .

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 15:5  توسط افشین امیری ججین  | 

دونن روحومو اوتلادون

وکوزومو یئله تاپشیردین... .

بو گون یورغون اورگیمدن،

مین لر سئوگی چیچکلندی.

اولماسین نیفرت دادین سنه،

هر زامان دوشوندوره لر .

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 15:3  توسط افشین امیری ججین  | 

 به چوپان دروغگو گفتن:چرا داد می زنی  " گرگ آمد ... گرگ آمد " . گفت : پس چی کار کنم؟ گفتن: مگه نمی بینی همه مردم ده دارن به کدخدا فحش و بدو بیراه می گن. خوب توام فحش بده دیگه ... .

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 18:8  توسط افشین امیری ججین  | 

سئوینج عدالت سیز یارگیلیق دیر

بو گون،

سئودیگین اینسانین یانیندان

نئجه قولای سووشدون... .

بیر گوز سنی آرامادی

و تاپانمادین سئون گوزلری .

کیمسه  اوز یولونا ... .

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 18:16  توسط افشین امیری ججین  | 

میل پروازت اگر هست ، بالهایت را می شکنیم

تابستان را از برنامه های متنوع

و رایگان فرهنگی و هنری بهره ببرید:

* دوره فشرده آموزش فشار قبر

* برخورد با نکیر و منکر

* آموزش کامل کلمات رکیک(ویژه خردسالان)

* تجربه حضور در گرمای جهنم

* شکستن رایگان دنده ، فک و سایر اجزای بدن

*برداشت پول ، موبایل و سایر دارایی های منقول و غیر منقول شما؛

 در کوتاه ترین زمان ممکن ، بدون دریافت وجه .

و هزاران سرگرمی دیگر

فقط با یک بلیط!

اتوبوسهای BRT (تندرو) در خدمت شماست... .

در صورت عدم دسترسی استفاده از مترو و سایر خطوط واحد توصیه می گردد .

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 10:7  توسط افشین امیری ججین  | 

دوشموشم سنن آرا

ایل لردیر

گوزلریمده کیرلی ایشیق

آیاقلاریم یارا.

ایتمیشم بو غوربتده

اللریم پارا پارا

بیلمیرم نئجه ایل دیر سورونورم

دوزه م میرم بو آیریلیقا

اورگیمده مین بیر سوز

مین هارای

یئنه اوز قویورام آذربایجانا

سلام اولسون سئویملی وطنداشلارا

تانری دان هئج نه گیزلین دیئر

بو سوزوده آیدین دیئرم ؛

جانیم ساده جه قورباندی سانا

بو اوشاغی آل قوینووا ؛

آی آنا ... .

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 20:16  توسط افشین امیری ججین  | 

به چوپان دروغگو گفتن:آخه تا کی می خوایی به این کارات ادامه بدی و هی مثل آب خوردن دروغ بگی؟ چوپان گفت: تا زمانیکه مردم این ده ما ، همین طور نشستن و منتظر یه قهرمانن تا بیاد منو خفه کنه ؛ فریاد " گرگ آمد ... گرگ آمد" هم چنان طنین انداز خواهد بود ... .

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 18:7  توسط افشین امیری ججین  | 

    سنی ایلیئرکن،

دویغوم چیچکلنیر.

کونلوم آیدین لاشیر.

اورگیم آچیلیر

و آخان حسرت یاشلاریم،

ایلیخ ایلیخ پاسی ، اوزونن سیلیر ... .

آه ، سنی ایلیئرکن،

بینیم پاتدیر .

توکلریم بیز بیز دورور ؛

بو جورابی کیمسه یویاجاغدیر؟...

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 18:7  توسط افشین امیری ججین  | 

روز جمعه  ... نماز جمعه

صندوقهای حمایت از مردم مظلوم فلسطین ، لبنان، عراق و ... .

بی اختیار می اندیشم که در این آشفته بازار مظلوم نمایی ،

 پس چه کسی به داد مردم مظلوم و بخت برگشته این مملکت برسد ؟

و بازهم یگانه پاسخ همیشگی: فقط آقا صاحب الزمان (عج)

آنوقت وقتی ۴۵ دقیقه در صف اتوبوس کله ام داغ می کند ،

 فکر می کنم پس چرا کار بقیه مظلوم های عالم را نیز ،

به ایشان واگذار نکنیم ؟ ... .

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 18:1  توسط افشین امیری ججین  | 

خشک مویی،خشک چوبی،خشک پوست

از کجا می آید ، این آوای دوست

 قابل توجه همشهریان محترم طهرانی:

مرکز پخش موسیقی تلفنی شهرداری طهران افتتاح شد.

با کمترین هزینه و در کمترین زمان ممکن

موسیقی مورد علاقه تان را گوش کنید و

هرچه می توانید لذت ببرید.

فقط با یک تماس، ۱۸۸۸ در خدمت شماست !...

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 18:22  توسط افشین امیری ججین  | 

گوزلرووی اوغورلایار کن

تئز توتولدوم... .

آخی ،بو گئجه

          آی دوغودا یاتدی ...

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 17:53  توسط افشین امیری ججین  | 





Powered by WebGozar

set as your home page