
قاشلار کامان ، قاشلار کامان
کیپریک اوخ اولوب ، آی آمان
هاردان گلیب ، هارا گئتدین ؟
حالیمی ایئتدون ، نه یامان
]]]
داغلار دومان ، داغلار دومان
گوز یاشیم دامجئی نان ، دامان
اولدوم ، یاندیم ، کول اولموشام
سن گویوب ، گئدن ، او زامان
]]]
اورک یارا ، اورک یارا
جانیمی قاتمیشام ، جانا
بو توسداغدان حاصیل نه دیر؟
سن منی چکمیسن دارا
]]]
گوزلر قارا ، گوزلر قارا
گور نه اورک وئردیم سانا
بیر دونیاجاق سئوینجیم دیر
ده ، سن سئویرسن کاچ پارا؟!




بیر گون گوی،









بیر چای ... درین
سنی سئون زامان 
بیر آی ایشیغیندا ،
چوپان دروغگو از وقتی اومده بود شهر،هرروز می اومد سر خیابونو داد می زد: "اتوبوس آمد ... اتوبوس آمد" . وقتی مردم بیچاره حمله می کردن ایستگاه ، می زد زیر خنده و می گفت : خوشم میادهمه تونو سرکار گذاشتن ... اتوبوس کجا بود آخه ،
به چوپان دروغگو گفتن : چراالکی داد می زنی " گرگ آمد ... گرگ آمد "؟ گفت : دیگه پررو شدم ،هر روز دروغ میگم و همه رو میذارم سر کار... کارمو از دست نمی دم که هیچ ؛
به چوپان دروغگو گفتن : چرا دیگه داد نمی زنی " گرگ آمد ... گرگ آمد "؟ گفت: دو ، سه روزی هوا سرد شد خوردیم به قطعی گاز . همه گوسفندا یخ زدن ومردن منم از کار بیکار شدم ... . این وسط فقط گرگا برنده شدن.
وقتی آسمان تشنه آرام می گریست ؛
آقا گرگه گریم کردو ، اومد پشت در . تق تق تق ... وا کنین مامان اومده بز بزیا...اینم دستای سفیدم ... .اما هر چی در زد ؛ صدایی نشنید ... . وقتی درو شکستن و با حیوونای جنگل رفتن تو ؛بزغاله هارو دیدن که یه گوشه ای افتادن و مردن . اونورم بخاریه داشت غورغورغور مونوکسید کربن می داد بیرون ... .


.jpg)

