تبليغاتX
یادداشت های من

یادداشت های من

مجموعه یادداشت ها و خاطرات روزانه


بچگیاش عاشق پارک بود و حسرت می خورد یه لحظه سوار چرخ وفلک بشه
حالا چرخ روزگار بد می تابوندش و اون آرزو می کنه یه لحظه وایسه

فقط یه لحظه
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت 11:28  توسط افشین امیری ججین  | 

کوچیک که بود ،فکر می کرد هرکی تو خیابون حرف می زنه دیوونه ست
بزرگتر که شد فهمید خودشم دیوونه شده
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 11:28  توسط افشین امیری ججین  | 





Powered by WebGozar

set as your home page