انسان بينوا قايق بي بادبان است .
انسان بينوا قايق بي بادبان است .
بانوی دو عالم.صدیقه کبری.نمی دانم چه بگویم یا چه بنویسم از آنچه کشیده ای.من تنها وتنها شنیده ام.شنیده ام از سختی ها ورنج هایی که دیده ای.برایم گفته اند:کودکی ات با رنج پدر برای مبارزه با جهالت عجین شد.زمانی در غم مادر به سوگ نشستی وهنوز جسم پاک پدرت بر خاک ننشسته بود که خیانت سقیفه رقم زده شد
بارکش غم علی بودی که تنها یادگار پدرت -فدک - راادعا کردندودر آن کوچه تاریک بی حیاناجوانمردانه صورت مبارکت را سیلی زدند.لب گزیدی وشدی سنگ صبور قرآن زمان
کودکانت را آموختی ومادری نمونه گشتی.حسنت جلوه صبر بود،حسین ایثار وزینب شکیبایی.روزی که برای بردن یگانه عدالتت آمدند،عاشقانه خویشتن را به روی در افکندی.استخوانهایت را شکستند ومسمار ریا ونفاق بر بدن مبارکت یادگار کردند.چشمان طفلانت را نظاره می کردی ومی دانستی که به این مردم وفایی نیست.چه آرام وعاشقانه رفتی وبرای ما یاس کبود گشتی
از تو برایم گفتند از نامردی ها وصبر تو.نمی دانم ام ابیها بودی یا مادر رنج؟
این روزها روزهای توست.ایام فاطمیه.فاطمه قهرمان غم.ایام به نام نیکوی تو مزین گشته.دیدم نامت را هم زیر سوال می برند! میپرسم چه فرقی هست میان اینها وآنها.آنجارقیه ات را در کنج خرابه در بستر مرگ نهادند،بدن حسینت را لگد کوب سم اسبان کردند،سم در گلوی رضایت ریختند واینجا کلید آغاز این بی حرمتی ها را زدند.آن زمان استخوانهایت را شکستند واینک حرمتت را. خواستم چیزی بگویم اما... این بار می سپارم به دست خودت
اگر آبی بر شاخ وبرگش نمی زنیم
یاس کبود را کبودتر نکنیم
پروردگارا ! اگر دفاع از ارزشهایت گناه است، اینک این گناهکارت رادریاب
پسرك دست از كار برداشت. به طرف شيشه اومد .دستمالش رو بالا برد وگفت :هنوزم دنيا رو سياه ميبيني . نگاهي به چشمات بكن ... ودر هاله اي از سياهي گم شد .دستي به چشماش زد . عينك دودي قشنگش رو كه تازه خريده بود از چشمش برداشت .سياهي ... چشماش دنبال پسرك مي گشت .اما اون دور شده بود . هنوزم به تيرگي اطرافش فكر مي كرد كه يك دفعه بوق ممتد ماشين ها به خودش آوردش .چراغ سبز شده بود .پاشو رو گاز گذاشت ورد شد
اميد احساس پرواز وسقوط.پايان اين شب سيه كي فرا ميرسد ؟ تنها خدا برايت مانده .اميدت را از دست مده ... .به او دل ببند
باور منطق ظرفيت وخيانت .واژه هايي نامانوس از جنس نيستي .آنچه براي خويش مي پسندي براي ديگران هم بپسند .فقط دم بزن .آفرين خوب اجرا كردي ؟فقط براي ديگران
غريبه امين محبت ولجن .واژه هاي برازنده من خصوصا اين آخري .باز هم اشكي ديگر .تحمل به خاطر ؟؟؟. ظرفيتي نامحدود وخطي قرمز به وسعت دلي اقيانوسي .وحالا ديگر تمام .38 دقيقه بامداد. تمام .
باز پس زدن همه خاطرات بد وخوب .با هم هر آنچه تعلق ايجاد ميكند .امان از اين اقيانوس هستي . طغيان رود وآرامش اقيانوس .همچنان آرام بمان وبه خدا بسپار .به او درست مثل هميشه
محبت ونفرت .اوج بي انتهايي وتبديل . باز هم نفرت جايگزين محبت .دوباره تسلسل محبت ونفرت وپيروزي نفرت .وباز هم امروز صبح هم روز خداست . شولاي خواب يا چشمان تر و كدامين فكر ؟ آنطرف چه مي گذرد .
دوباره صبح وهمان برنامه هميشگي .همين .تمام زندگي . تمام
ديدگاهت رو عوض كن وهميشه بدون كه كسي هست كه كنارته . حتي اگه تنهاي تنها باشي . پس يادت باشه هيچ وقت نگي همه چيز يا كس زندگيم رو از دست دادم . چون خدا رو هيچ وقت از دست نمي دي . شايد اگه تو هم فراموشش كني اون تو رو فراموش نمي كنه .حتي بدترين بنده اش رو هم .
جهان همانطور كه هست ,هست . تفاوت ها را ما مي سازيم .