تبليغاتX
یادداشت های من

یادداشت های من

مجموعه یادداشت ها و خاطرات روزانه

وپيوستن به هيچ به نيستي ,به پوچ ودل بستن به همه اينها .وعشق. چيزي كه فقط در قصه هاست .حتي عاشق ترين آدمها هم در موقعيت هايي از كرده شان پشيمان مي شوند .
عشق فقط يكي . وآن هم فقط به حضرتش . عشق موجودي پست ,به بيكرانه هستي ودرياي عشق الهي براي تو .براي تو بدون هيچ توقع .شيرين ترين, پاكترين, ومقدس ترين عشق ها . عشقي پر از صافي .
حال اطرافت را نگاه كن وعشق هاي زميني .چه ميبيني .پستي خلا و ...., آيا همه اينقدر با ارزشند, كه عشق هم مي ورزي .عشق ودرخواست . درخواست براي رسيدن به وصل .وصلي دو گانه .وصلي كه به فصل منتهي است .وفصل همان وصل است .وصلي ديگر . وصلي حقيقي . به انتهاي هستي .براي درك لذت وصل بايد فصل را تجربه كرد . گرچه شايد تلخ باشد .
اگر عاشقي به عشقت نخواهي رسيد مگر يك عشق .عشق, تنهايي وروزگاري شيرين .تنهايي ,عشق وهمه زيبايي ها .چه مادي وچه معنوي .اگر عاشق نشدي عاشق شو . فصل را بچش .و اينك دوست داشتن . تجربه اش كن .برگي ديگر وزيبايي واقعي .
وصل حقيقي حب است وحب يگانه . يگانه ترين عشق, به يگانه ترين مبدا هستي .يگانه اي پايدار وعشقي هميشگي .
معني واقعي وفاداري :به تمام معني يك كلمه .
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1384ساعت 10:17  توسط افشین امیری ججین  | 

چشمانش را شست،نگاه را دوخت.دانه هایی بر صورتش خلید و زمین را آتش زد.آهسته می سوخت ورها می شد.رهااز میان شعله های نمناک احساس.حویش را می شکافت وروح را پرواز می داد؛از میان آسمان تیره تنهایی،به سویی که خود را گذارده بود.خود؛مگر چیزی باقی مانده بود ؟؟؟لحظه ای فکر؛نه. هر آنچه داشت تقدیم کرد. واینک
از میان ستارگان عبور کرد.مردمک چشمانش را آویخت ،ماه را رد کرد.شیری شد؛همه جاراگذشت،حتی کهکشان.گرم گرم بود ،آتش گرفت وخاکستر شد
قطعات پاشیده اش شد دنباله دنباله دار.ازخویش گذشت. با شهاب هم آسمان را شکافت وشعله ور شد ... از هم پاشید
به زمین که خورد ... چشمانش را شست،نگاه را دوخت... دستان محبت را گرفت وقامت راست کرد... . ایستاد پرتوان . ایستاد برای خواستن
و عشق آسمانیش کرد
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1384ساعت 11:18  توسط افشین امیری ججین  | 

بوي متعفني از اطراف مي آيد .بويي تلخ وتند .بويي به بدي همه زشتي ها . جنايت خيانت . تنفري به وسغت حقيقت وحقيقتي تلخ .هيچ وقت به كسي اتماد مكن .اعتماد به پوچ خلا است .و گذرگاه اعتماد خيانت است .خيانتي كه از وفاي تو سو استفاده مي كند.با همه باش وبا هيچ كس نباش .نگذار كسي تو را تحقير كند .شخصيت تو سنگين تر از هر خفتي است. خويشتن خويش را حفظ كن .
از امروز روي ديگر سكه را نشان بده رويي كه براي تو زيباست وبراي ديگران زشت
.
پروردگارا ! حياتم را خالي از خيانت كن مخوفترين كلمه اي كه نثارم شد
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اردیبهشت 1384ساعت 10:18  توسط افشین امیری ججین  | 





Powered by WebGozar

set as your home page