وقتي براي اولين بار به او گفت
lOVE & hATE IS Extrem.
لبخندي زد وجواب داد : نفهميدم . ترجمه كرد: عشق ونفرت بي نهايت هستند .اين بار خنديد وگفت : براي من نفرت بي معني است .عشق را برايش گفت .عشقي لا يزال . اگر عاشقي دروغ مي گويي . حب دو محبوب در يك قلب جاي ندارد .محبوب اول خدا ومحبوب دوم ... . يكي را بايد انتخاب كرد
اما او همچنان خويشتن را ليلي مي پنداشت . او شايد ليلي بود اما مجنونش دل در گرو عشقي ديگر داشت .عشقي ناب وبي نهايت .گفت ولي باور نكرد او هيچ از عشق نفهميده بود .مجنون را براي خود مي خواست و نمي دانست عشق يعني ايثار .به خاطر محبت لا يزال دست از همه چيز وهمه كس بريدن
حيف! كه حرفهايش را باور نداشت .ليلي تلاش كرد ووقتي به خواسته اش نرسيد عناد را آغاز نمود واين بار مجنون خويش را بدنام كرد .رسواي عالم . ترور شخصيت .محبوب كناري ايستاده بود وآرام زمزمه مي كرد . ((ليلي فقط تو قصه هاست ))ليلي دل در گرو عشق يك خيال گذارده بود .خيالي باطل وعشقي سوخته
وقتي براي آخرين بار به چشم هايش نگاه كرد وگفت
Lve & Hate is Extreme .
اوهمچنان مرموز مي نگريست .ليلي اين بار هم نفهميد . اما من مي گويم : مجنون از شدت عشق ايثار كرد . او نفرت را براي ليلي معني كرده بود .
همه مي دونن هيچي بار مانيست اخوي
شاعري هم راست كار ما نيست اخوي
lOVE & hATE IS Extrem.
لبخندي زد وجواب داد : نفهميدم . ترجمه كرد: عشق ونفرت بي نهايت هستند .اين بار خنديد وگفت : براي من نفرت بي معني است .عشق را برايش گفت .عشقي لا يزال . اگر عاشقي دروغ مي گويي . حب دو محبوب در يك قلب جاي ندارد .محبوب اول خدا ومحبوب دوم ... . يكي را بايد انتخاب كرد
اما او همچنان خويشتن را ليلي مي پنداشت . او شايد ليلي بود اما مجنونش دل در گرو عشقي ديگر داشت .عشقي ناب وبي نهايت .گفت ولي باور نكرد او هيچ از عشق نفهميده بود .مجنون را براي خود مي خواست و نمي دانست عشق يعني ايثار .به خاطر محبت لا يزال دست از همه چيز وهمه كس بريدن
حيف! كه حرفهايش را باور نداشت .ليلي تلاش كرد ووقتي به خواسته اش نرسيد عناد را آغاز نمود واين بار مجنون خويش را بدنام كرد .رسواي عالم . ترور شخصيت .محبوب كناري ايستاده بود وآرام زمزمه مي كرد . ((ليلي فقط تو قصه هاست ))ليلي دل در گرو عشق يك خيال گذارده بود .خيالي باطل وعشقي سوخته
وقتي براي آخرين بار به چشم هايش نگاه كرد وگفت
Lve & Hate is Extreme .
اوهمچنان مرموز مي نگريست .ليلي اين بار هم نفهميد . اما من مي گويم : مجنون از شدت عشق ايثار كرد . او نفرت را براي ليلي معني كرده بود .
همه مي دونن هيچي بار مانيست اخوي
شاعري هم راست كار ما نيست اخوي
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم فروردین 1384ساعت 10:16  توسط افشین امیری ججین
|
