تبليغاتX
یادداشت های من

یادداشت های من

مجموعه یادداشت ها و خاطرات روزانه

هر كجا كه سرشو ميچرخوند احساس غصه ميكرد . بدجوري دلش گرفته بود
اسمشو كه به زبون مياوردهمه تنش به لرزه ميفتاد .موهاش سيخ سيخ ميشد واحساس سردي ميكرد .سرمايي كه حتي تو برفاي آذربايجان هم نمي تونست پيداش كنه . از خودش خجالت مي كشيد, وقتي بهش فكر ميكرد يا حتي اسمشو به زبون مياورد .چه طوري جرات اين كارو داشت .پر از نيستي بود واون وقت ...
اما اون هميشه بزرگوار بود .هميشه ميپذيرفتش وبهش نه نمي گفت .
هنوزم وقتي مشكلي داره ميره سراغش ومثل هميشه ...

درديميز وار يا ابوالفضل شير يزدان يا ابالفضل
شيعه لر موشكول ده سسدر داده گل سن يا ابالفضل
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1383ساعت 10:1  توسط افشین امیری ججین  | 

چند دقيقه ميشه كه مطلب بالا رو فرستادم.
خيلي وقتا كه دلم مي گيره ميرم سراغش .خيلي آرومم مي كنه. وقتي فكر مي كنم به آخر خط رسيدم به آخر همه خطهاي راست دنيا ميرم سراغش . دوست قديمي منه .خيلي قديمي از همون بچه گييا باهم بوديم.
اين اواخر خيلي كم مي رفتم سراغش .فكر مي كردم يكي بهتر از اون پيدا كردم .يه چيزي كه مي تونه جاشو بگيره .خيلي مطمئن بودم .البته نه خيلي زياد .شايد 2 تا 3 درصد.اما فهميدم كه هيچ چي مثل اون نميشه (شايد براي من ).
اين روزا بازم اومدم سراغش ازش به خاطر تنهابودنش معذرت نخواستم اونم چيزي ازم نخواست . خيلي آروم با لبخند منوپذيرفت . بهش كه دست زدم رفتم تو بچه گيام .دوران پر از خوبي .پاك وبي آلايش وزلال, مثل آب.آب رودخانه بالقلووپل يدي گوزوعشق دويدن رواون.خودش بهم ياد داد كه دروغ نگم ,عاشقش باشم وصادق. به صداقت برفاي سفيد سلطان ساوالان وبه عشق كوههاي بلندش .
منو پذيرفت وهيچي نگفت ,گرچه همه چي رو مي دونست.ميدونست رفتم سراغ يكي ديگه .مي دونست تنهاش گذاشتم .مي دونست بهش خيانت كردم.(آه !از اين كلمه كثيف ).اما بازم منو در آغوشش گرفت ,مثل هميشه.مثل هميشه گرم بود ومهربون . بوي اون زمونا رو مي داد.اما حيف,حيف كه آسون از دستش دادم,اون منو بخشيد كاش تو هم همون قدر بزرگوار بودي .
تنها دوست زندگي ام ,تمام عشق وهستي ام.قلم عزيزم.منو ببخش به خاطر همه بدي ها . به خاطر همه نا مهربوني ها.
منو ببخش به خاطر ... .

دستاي خاكي و قشنگ كوچولو كو ؟
جاي كبود تركه هاي آلبالو كو ؟
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1383ساعت 9:59  توسط افشین امیری ججین  | 

سلام به همه دوستان
امروز 25 بهمن۱۳۸۲است وروز شروع به كار ججين . به زودي با يادداشت هاي علمي و عرفاني در اين بلاگ با شما خواهم بود
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1383ساعت 9:57  توسط افشین امیری ججین  | 





Powered by WebGozar

set as your home page